روز مادر
آبتین که فهمیده بود روز مادره ، همش می یومد بغل منو و بوس بارونم می کرد. تا شب هم چندین بار برام کادو آورد. هر چیزی که به نظرش جذاب بود و می اورد می گفت این برای روزته. اون روز با هم رفتیم کارواش و ماشینمونو شستیم وقتی از کارواش می اومدیم بیرون با خوشحالی می گفت : مامان نسیم این به خاطر روز تو بود به اصرار آبتین رفتیم گل فروشی . می خواست برای روز مادر گل بخره و اصرار داشت که برای من گل آبی مصنوعی بخره تا هیچ وقت خراب نشه تو گل فروشی هم با دقت تمام 3 تا دسته گل انتخاب کرد و با سلیقه خودش داد تزیینشون کردن و هم کارت براشون انتخاب کرد و هم اینکه براشون برچسب چسبوند برای مادرجون ، من و خاله نسترن . یه روسری خوشگل هم گرفتیم و کادو ...
نویسنده :
نسيم
9:35




